پیش بینی خطر ابتلا به بیماریهای کاردیومتابولیک درافراد مبتلا به پیش دیابت
19 مه 2016- پیش دیابت با افزایش خطر ابتلا به دیابت، بیماریهای قلبی عروقی، دمانس و سرطان همراه می باشد. با این حال، خطر ابتلا به این بیماریها در میان افراد مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.
حال محققان با بررسی و خلاصه ی اطلاعات پژوهش های موجود به اطلاعات جدیدی دست یافته اند که نشان می دهد در آینده با تعیین 4 فتوتیپ : کبد چرب، چربی احشایی، اختلال در تولید انسولین و اختلال درعملکرد انسولین، ممکن است بتوان به بهبود پیش بینی و جلوگیری از خطر بیماریهای کاردیومتابولیک در افراد مبتلا به پیش دیابت کمک کرد.

نتایج این تحقیقات درمجله ی Lancet Diabetes & Endocrinologyمنتشر شد.
دربسیاری از کشورها شیوع دیابت و پیش دیابت به تعداد اپیدمیک رسیده است. در آمریکا و چین بیش از نیمی از جمعیت بالغ درحال حاضر با افزایش مقدار قند خون مواجه هستند. موضوع نگران کننده این است که درحال حاضر افراد مبتلا به هایپرگلایسمی در وضعیت پیش دیابت، با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع 2، بیماریهای قلبی-عروقی، دمانس و سرطان مواجه هستند. هرچند این خطرات در افراد مختلف بطورقابل توجهی با یکدیگر متفاوت است، اما محققان دپارتمان طب داخلی در بیمارستان دانشگاه Tübingenو انستیتوی تحقیقات دیابت و متابولیک مرکز هلمهولتز مونیخ و محققان مرکز دیابت آلمان به بررسی پارامترهایی پرداختند که می تواند تنوع خطر ابتلا به بیماریهای مذکور را در افراد مبتلا به پیش دیابت پیش بینی نماید.
دیابت نوع 2 یک بیماری بسیار ناهمگن
در میان دانشمندان این موضوع که چندین مکانیسم پاتوفیزیولوژیک در ابتلا افراد به بیماری دیابت نوع 2 نقش دارد، بخوبی پذیرفته شده است، با این حال، دراقدامات بالینی جداسازی این مکانیسم ها که ممکن است برای اجرای درمان های فردگرایانه یا پیشگیری از دیابت بسیارمهم باشند، کار بسیار دشواری است.
تأثیر و ارتباط مکانیسمهای اصلی پاتوفیزیولوژیک دیابت را می توان در هنگام تشخیص دیابت توسط آزمایش قند خون ناشتا و آزمایش OGTT(آزمایش تحمل گلوکز خوراکی، 2 ساعت پس از خوردن 75گرم گلوکز) مشاهده کرد، بر اساس این آزمایشات شیوع و ترتیب اختلال در تولید انسولین و اختلال در ترشح انسولین با یکدیگر متفاوت است. تنوع در شیوع این فنوتیپهای خطر می تواند در وضعیت پیش دیابت از روی آزمایش IFGبه تنهایی (اختلال تحمل گلوکز ناشتا ) و IGTبه تنهایی (اختلال تحمل گلوکز) یا در ترکیب با هم (IFG+ IGT) مشاهده شود.
فنوتیپ های خطر و پیش بینی دیابت و خطرات قلبی عروقی
درآنالیز اطلاعات بدست آمده از مطالعه ی 1003 فرد شرکت کننده در مطالعه ی خانواده ی دیابت توبیگن که 405 نفر از آنها به پیش دیابت مبتلا بودند، 4 فنوتیپ خطر : نارسایی در ترشح انسولین، مقاومت به انسولین، کبد چرب و چربی احشایی (تشخیص داده شده توسط MRI که در رده بندی BMIبرای وزن نرمال، اضافه وزن یا چاق قرار نمی گیرد)یا چاقی احشایی بر اساس اندازه ی دور کمر به عنوان معیارهای تعیین کننده ی مستقل، برای پیش دیابت شناسایی شدند.
بجز چربی احشایی 3 فنوتیپ خطر دیگر همچنین می توانند رگرسیون(بازگشت) از پیش دیابت به تنظیم قندخون طبیعی ( NGR) را در طی مداخلات شیوه ی زندگی پیش بینی کنند. در میان افراد مبتلا به پیش دیابت، "کبد چرب"، قویترین تعیین کننده ی افزایش ضخامت انتیما – مدیای کاروتید به عنوان یک مارکر اولیه در تصلب شرایین است و پس از آن "چاقی احشایی تعیین شده توسط MRI" بعنوان عامل تعیین کننده ی بعدی قرار دارد.
فنوتیپ های پیش دیابت
بر اساس شواهد در حال ظهور، در مورد وجود فنوتیپهای بسیار جالب متابولیکی در افراد سالم چاق و افراد لاغر اما ناسالم متابولیکی، دانشمندان به بررسی شیوع این 4 فنوتیپ خطر در میان افرادی باBMI مختلف( وزن طبیعی، دارای اضافه وزن و چاق) در افرادی با تنظیم قندخون طبیعی(NGR) و افراد مبتلا به پیش دیابت پرداختند.
آنها توانستند نشان دهند که امضای متمایزی از این فنوتیپ ها در میان افرادی با BMIمختلف وجود دارد برای مثال نارسایی ترشح انسولین شایع ترین فنوتیپ در افراد دارای وزن نرمال مبتلا به دیابت است در حالی که کبد چرب و چربی احشایی در افراد دارای اضافه وزن یا چاق بیشتر شایع است.
نتیجه گیری : فنوتیپ پیش دیابت باید در پیشگیری و درمان بیماریهای کاردیومتابولیک در نظر گرفته شود.
نوربرت استفان نویسنده ی اول این مقاله پیشنهاد می کند که پس از طبقه بندی اولیه در دسته ی NGRو پیش دیابت، باید برای ارزیابی خطرات متابولیکی به بررسی کبد چرب، چربی احشایی و اختلال در تولید و عملکرد انسولین پرداخت. چنانچه مفید بودن این ارزیابی ثابت شود این استراتژی می تواند در دستورالعمل های پزشکی در مورد پیشگیری و درمان دیابت و بیماریهای مربوطه گنجانده شود.
یکی از نویسندگان این مقاله Hans Häringمی گوید: استفاده از استراتژی دقیق فنوتیپی در کارآزمایی های بالینی به بهبود درک پاتوفیزیولوژی بیماریهای کاردیومتابولیکی کمک خواهد کرد.
منبع:www.sciencedaily.com/releases/2016/05/160519121118.htm